تبلیغات
Center of Generation Modernity - C.G.M - مرکز نسل مدرن - مطالب ابر Pirate
Center of Generation Modernity - C.G.M - مرکز نسل مدرن ایران، افتخار ماست !

توماس ادیسون: "من می دانم که دیر یا زود موفق خواهم شد، چون بتدریج چیزهایی را که نتیجه نمی دهند کنار گذاشته ام!"

درباره وبلاگ
لوگوی وبلاگ

وب سایت آموزشی و تخصصی و سرگرمی مرکز نسل مدرن (CGM) با اهداف و رویکرد های عالی خدمت به هموطنان و کاربران فارسی زبان جهت ارتقای سطح آموزش و محیطی دوستانه جهت پر کردن اوقات فراغت و سرگرمی های سالم در 16 مرداد سال 85 ایجاد گشت.
در وب سایت مرکز نسل مدرن (CGM) همه اعضای آن از جمله مسولان، مدیران، تیم های تخصصی و کاربران گرامی در تلاش بودند که محیطی با کیفیت بالا جهت آموزش و سرگرمی ایجاد نمایند و بتوانند درخواست ها و مشکلات و سایر نیازهای کاربران فارسی زبان را تامین و راهنمایی کنند.
از جمله اهداف و رویکرد های مرکز نسل مدرن (CGM) تولید محتوای الکترونیکی فارسی جهت آموزش و یادگیری کاربران فارسی زبان و کمک افزایش محتوای الکترونیکی فارسی در جامعه جهانی اینترنت نام برد.

نویسندگان وبلاگ
  • » محمد (Pirate) (25)
  • » سینا (Sina) (8)
  • » آرش (N 0 D) (8)
  • » آرین (Snigger) (5)

  • موضوعات مطالب
  • » [عمومی] اخبار (5)
  • » [عمومی] نوشته های آرش (0)
  • » [عمومی] نوشته های آرین (4)
  • » [عمومی] نوشته های سینا (4)
  • » [عمومی] نوشته های محمد (3)
  • » [CGM] تاریخ مصور (3)
  • » [CGM] استراتژی های توسعه (2)
  • » [CGM] گزارش آماری (2)
  • » [CGM] دستاوردهای سایت (1)
  • » [CGM] مشکلات و موانع (1)
  • » [CGM] مطالب برگزیده (1)
  • » [CGM] کاربران نمونه (1)
  • » [CGM] نوشته های کاربران (18)
  • » [CGM] پرسش و پاسخ (2)

  • صفحات جانبی
  • » پیوست 3
  • » پیوست 2
  • » پیوست 1

  • آرشیو ماهانه مطالب


    آمار وبلاگ
  • » کل بازدید :
  • » بازدید امروز :
  • » بازدید دیروز :
  • » بازدید این ماه :
  • » بازدید ماه قبل :
  • » تعداد نویسندگان :
  • » تعداد کل پست ها :
  • » آخرین بازدید :
  • » آخرین بروز رسانی :
  • مدتی این مثنوی به تاخیر افتاد....
    نویسنده: محمد (Pirate) جمعه 16 مرداد 1388 10:16 ق.ظ
    موضوع: [عمومی] نوشته های محمد
    برچسب ها: نوشته تاخیری Pirate
    با سلام خدمت دوستان.
    خوب این مطلب را بعد از تقریبا 3 ماه ارسال می کنم. از آخرین مطلبم که مربوط به استقلال بود تا الان که دارم اینو می نویسم بقدری درگیر مسائل مختلف بودم که اصلا وقت نشد حتی فکر کنم چه برسه به نوشتن!
    ولی مطالب دوستان را در وبلاگ دنبال می کردم، گرچه این عزیزانم شاید مثل من مشکلاتی داشتن که چیزی نمی نوشتن...

    اولین اتفاق خوب !
    اگر یادتون باشه تو مطلب تولدم گفتم معمولا در سال هایی که تو عدد یکسان در تولدم بوده، سال خوبی بوده، مثل قضیه 11 سالگی که بهتون گفتم. امسال 22 سالگی من هستش، اولین اتفاق خوبی که بعد از تولدم برام افتاد، قرار گرفتن اسمم در بین 3 دانشجوی ممتاز ورودی رشته خودم بود، خیلی خوب بود که بعد از 4 سال، تونستم با یه معدل خوب در بین دانشجویان ممتاز قرار بگیرم. نمی خوام منت سر کسی بزارم، ولی همیشه به دوستان نزدیک CGM می گفتم که این سایت هیچ چیزی برای شخص بنده نداشت، و من هدف کمک به دیگران بود و اگر زمانی وقتم را وقف چیز دیگری کنم، بی شک خیلی منفعت بیشتری کسب می کنم. در ترم های اول به خاطر سایت و وقتی که میزاشتم (و البته کاربران درک نمی کردن) وضعیت تحصیلی متوسط و بعضا مطلوبی نبود. ولی الان که وقتم آزاد هست هم تونستم به تحصیلم به کمک خدا (فقط اون کمکم کرد که موفق بشم) سر و سامانی بدم و هم به معلومات تخصصیم. توی این مدت چیزهای زیادی یاد گرفتم و هنوزم مشغول آموزشم (هیچگاه به نظرم آموختن تموم شدنی نیست) ولی خوب در این 2 سالی که سایت بود، وقت آموختن من مثل شیب سر بالایی بود و بسیار کم بود ولی الان شیب بسیار تندی داره و از این اتفاق خوشحالم....
    حالا بماند که CGM هم می تونست تمام این اتفاقات خوب را برای شخص من حتی در بر بگیره ولی به دلیل مشکلات فضای سایبر ایران و ... بیشتر ضرر برام داشت تا منفعت! ولی خوشحالم که حداقل چندین نفر بهره خوبی گرفتن و یادگاری خوبی از CGM دارن. (البته امیدوارم قدر شناس باشن و به نیکی ازش یاد کنند، حتی دشمنانش که چقدر ازش تقلید و دزدی و ... کردن!)

    احساسی که مدت ها بود از یاد برده بودم!
    ماه خرداد هم ماه عجیبی بود، بحث انتخابات و شور و شوق مردم فوق العاده بود، به حدی آزادی بیان و تبلیغات آزادانه در خیابان ها وجود داشت که انگار تو بهشت بودم! اصلا تصورش هم نمی کردم روزی تهران بتونه همچین شرایطی برای ما حتی از کالیفرنیا هم بهتر از لحاظ آزادی فراهم کنه! شاید چیزی که خیلی از مردم از آن غافل موندن همین 22 روز آزاد مطلق بود که به خاطر مسائل بعد از انتخابات توجهی بهش نشد. حالا دوستانی که توی شهرستان بودن شاید چیزی که میگم را حس نکنند، ولی بچه های تهران می دونند چی میگم، شب گردی های تا نصف شب تو خیابون ولیعصر، شریعتی، گله گله ستاد ها، مناظره های انتخاباتی آتشین، جنگ رسانه ای بی بی سی و صدای آمریکا برای بهتر پوشش دادن و ....
    به طور خلاصه، این احساسی که در این 22 روز من داشتم را هیچ وقت تجربه نکرده بودم، اسمش رو میزارم "آزادی بهشتی" !!!!
    انشالله در مورد خیلی چیزهای جالب که در طول این 22 روز اتفاق افتاد و به خاطر مسائل بعد از آن فراموش شد، مطلب جداگانه ای می نویسم.
    ولی ای کاش بعد از 22 خرداد، تقدیری رقم می خورد که همه مردم احساس شادی و شیرینی خوبی براشون باقی می ماند! (حالا شاید بخشی از مردم این احساس به خاطر کاندیدشون براشون اتفاق افتاده باشد)

    انجمن علمی دانشجویی!
    به خاطر یه سری مسائل و مشکلاتی که احساس کردم می تونم برای هم دانشگاهی های عزیز رفع کنم، در انتخابات انجمن علمی شرکت کردم و به نمایندگی از دانشجویان انتخاب شدم، چند روز پیش هم اولین جلسه اش بود و با تواضع و فروتنی سایر دوستانم، بنده به عنوان دبیر انجمن علمی انتخاب شدم، حالا بحث در این مورد زیاد دارم که به موقعش میگم، ولی خواستم بگم دوباره خودمو باسه نیت و کار خیر انداختم تو دردسر، باید تا زمانی که فارغ التحصیل نشدم حتما کارهای مثبتی برای هم دانشگاهی هایم انجام بدم، اولیش سایت هست که بعد از اینکه بازش کردم به برو بکس خواننده وبلاگ هم نشون میدم....

    تابستان سگی !
    امسال تابستون به جرات، مزخرف ترین تابستون طول عمرم بود، اون از ماه تیر که همش خون دیدم و زشتی و بی رحمی، که شب ها بعضی وقت ها به اینکه آیا انسان هستم شک می کردم! دوست ندارم وارد بحث سیاسی بشم چون علاقه و انگیزه ای ندارم، ولی ای کاش حواشی بعد از انتخابات با مدیریت و انسانیت بهتری جمع می شد. به خاطر همین مسائل، امتحانات دانشگاه ما عقب افتاد و یک ضد حال اساسی بهم بود، چون واقعا برام سخت بود که به طور فشرده خرداد را برای امتحانات خونده بودم و مجددا باید تیر رو هم بخونم تا تو مرداد امتحان بدم، از یه طرف خوب بود که بهتر بخونم و پروژه هام رو تکمیل کنم و از یه طرف بد بود که ترم تابستانی دانشگاه به مزخرفترین شکل ممکن انجام بشه!!! (یعنی تو ماه رمضان). آخرشم اتفاق بد افتاد و ترم تابستانی تو ماه رمضان افتاده و اونم فقط تربیت بدنی 1 و 2 رو ارائه دادن و دروس آزمایشگاه که بهش نیاز داشتم را انداختن ترم بعدش !!!! حالا شما تصور کنید من باید از 1 شهریور تا 1 مهر تو ماه رمضان برم تربیت بدنی 2 !!!! (برای اینکه سر موقعی که برنامه ریزی کردم فارغ التحصیل بشم، مجبورم برم!)
    خلاصه اصلا تابستون خوبی نیست، همین الان که دارم این متنو می نویسم باید پروژه مهندسی نرم افزار 2 رو هفته بعد تحویل بدم و دارم برنامه نویسی می کنم (البته خداروشکر 80 درصدش تکمیل هست ولی مستند نویسی و به قول بچه ها چرندیات نویسیش وقت می بره!)

    خوب ببخشید که این مدت نبودم، سعی می کنم توی باقیمانده تابستون سگی، جبران این غیبت رو بکنم و هم مطالب مربوط به CGM و هم مطالب جدید آموزشی فنی و هم دیدگاه های شخصیم رو براتون بنویسم.

    خوش باشید....

    آخرین ویرایش: جمعه 16 مرداد 1388 11:17 ق.ظ نظرات ()

    [خاطرات : بخش اول] داستان از آنجا شروع شد که ...
    نویسنده: محمد (Pirate) چهارشنبه 12 فروردین 1388 01:00 ب.ظ
    موضوع: [CGM] نوشته های کاربران
    برچسب ها: بخش اول خاطرات Pirate
    دنبالک ها: مرکز نسل مدرن
    معمولا در خواندن تاریخ و داستان ها، وقتی که اتفاق و رویداد مهمی در گذشته روی داده است، ذهن خواننده بیشتر به دنبال یافتن چگونگی شکل گیری و بنیاد تشکیل آن معطوف می شود.
    شاید برای خواننده های گرامی، چگونگی شکل گیری سایت مرکز نسل مدرن جالب باشد، به همین جهت من از آغاز داستان شروع می کنم...

    در آذرماه سال 1383، من در مقطع پیش دانشگاهی مشغول تحصیل بودم، من تمام دوران تحصیلم را به غیر از این مقطع در مدارس خارج از کشور یا مدار غیر انتفاعی داخل کشور گذرانده بودم، ولی این اولین و آخرین باری بود که آخرین مقطع تحصیلیم را در یک مدرسه دولتی بزرگ و نمونه مشغول به تحصیل شده بودم. (حالا اینکه چرا به مدرسه دولتی رفتم و چه دلایلی باسه خودم داشتم بماند، چون مربوط به موضوع این وبلاگ و مطالبش نیست)

    همه چیز فرق می کرد، بچه های این مدرسه، چه از لحاظ فرهنگی، علمی، قشری و ... بسیار تنوع گوناگونی داشت و محیط جالبی در مدرسه بود. (حتی شیوه تحصیل، شیوه تدریس، شیوه مدیریت و ... در این مدرسه با همه مدرسه هایی که تا حالا رفته بودم متفاوت بود)

    از دوستانی که اصلیت آنها به شهر های دیگر بود تا سطح علمی و فکری متفاوتی که وجود داشت. (من تا قبل از این مقطع این محیط را در هیچ جایی تجربه نکرده بودم و برام خیلی هیجان انگیز بود چون می دونستم باید مثل یک جامعه که دارای اقشار گوناگون هست، خودم را پیدا کنم و ...)

    خیلی زود با توجه به تعاملات اجتماعی که از مدیر زحمت کش و خلاق و دلسوز سوم دبیرستانم یاد گرفته بودم، دوستانی زیادی پیدا کردم و به همراه چند تا از بچه ها به قول معروف کلاس رو فتح کرده بودیم و کلاس ریاضی 4 تو مشت ما چند نفر بود. (شده بودیم بزرگای کلاس! بماند که چه شرهایی به پا کردیم)

    طبق معمول توی مدرسه، مثل سایر مدرسه هایی که رفته بودم، کسی را پیدا نکردم که از تکنولوژی و علوم تخصصی کامپیوتر چیزی بارش باشه، و همیشه تو هر مدرسه ای که رفته بودم تو کل مدرسه منو به خاطر استعداد و توانایی هام تو کامپیوتر میشناختن و معمولا کارهای فوق برنامه مرتبط با کامپیوتر را برای مدرسه انجام می دادم. (ولی به خاطر مشکلاتی که در مقطع آخر و کمبود وقتی که به دلیل حضور در آموزشگاه کنکور داشتم، دیگه در این مقطع اصلا کار خاصی نخواستم انجام بدم گرچه محیط مدرسه هم برخلاف سایر مدارسی که رفته بودم تمایلی به کارهای فوق برنامه نداشت!)

    اما بعد از آشنایی بیشتر با اکثر بچه ها، با دوستانی مثل آرین (Snigger) و امین (Aminrad) آشنا شدم. که آرین تو زمینه کامپیوتر استعداد خوبی داشت و خیلی از جهات مختلف، تشابه ها و مشترکات زیادی بین من و اون پیدا کردم و امین هم تو زمینه ماهواره و موبایل استعداد و قابلیت داشت و دوستان خوبی با هم شدیم.

    بعد از مدت زیادی، در تابستان سال 1384، با توجه به شرایط بد اینترنت آن زمان در سایت های فارسی و برخورد های بدی که با کاربران صورت می گرفت، و تضعیف علمی اکثر سایت های فارسی به دلایل مختلف از جمله اهداف درآمد زایی صاحبان سایت ها، بی انگیزگی مدیران فعال، بروز روز افزون پدیده Leeching و ... تصمیم گرفتم یک سایت تخصصی و علمی باز کنم. (قبل از آن در اینترنت سایت هایی با دوستانی که در اینترنت پیدا کرده بودم به صورت شراکتی و ... ایجاد کرده بودم ولی هیچوقت به صورت تمام کامل سایتی را انفرادی باز نکرده بودم، چون نیازی به آن قبلا احساس نمی کردم و بیشتر علاقمند به موضوعات فنی سایت ها بودم تا اهداف اجرایی سایت)

    اما زمانی که هدف اجرایی خوبی را پیدا کرده بودم، نیاز دیدم یک سایت برای تحقق آن هدف ایجاد کنم. به همین جهت موضوع را با آرین که خوب اونم در زمینه کامپیوتر و وب فعال بود در میان گذاشتم. اون هم با هدف من موافق بود و در نتیجه نطفه تاسیس سایت شکل گرفت.

    در ابتدای کار تصمیم بر این شد که سایت یک Forum (تالار گفتگو) کاملا تخصصی کامپیوتر باشه که ما (من و آرین) بتونیم دین و زکات علمیمون رو به اینترنت که همه چیزمون را ازش یاد گرفته بودم بپردازیم. ولی وقتی امین هم به دلیل دوستی نزدیکی که با ما دو تا داشت به این موضوع علاقمند شد، اصرار کرد که موضوع موبایل و ماهواره هم در سایت فراهم شود. با حضور امین به شرط آنکه از موضوع موبایل به خوبی پشتیبانی کند و مطالبش را تامین کند موافقت شد ولی با موضوع ماهواره به دلیل خطر فیلترینگ موافقت نکردیم.

    به دلیل قبول نشدن آرین و امین و همچنین قبول شدن من در دانشگاه و شرایط سختی که در 2 ترم اول پیش رو داشتم، قرار بر این شد که 1 سال وقفه در افتتاح سایت رخ بدهد تا هم آرین و امین خیالشون از بابت قبولی در دانشگاه راحت بشه و هم من در دانشگاه جا بیوفتم. اما قرار بر این شد که در طول این یک سال تمام مقدمات سایت را انجام بدهیم تا فقط در سال بعد سایت را بدون هیچ مشکلی افتتاح کنیم.

    ابتدا نوبت به خرید دومین و اسم سایت رسید، هرچقدر فکر کردیم با دو موضوع کامپیوتر و موبایل به چیز خاصی نرسیدیم، تا اینکه بخش Game را هم به موضوعات سایت اضافه کردیم و جرقه مخفف CGM به ذهن من خطور کرد ولی معنی خاصی باسه این مخفف نداشتم به غیر از این : Computer - Game - Mobile

    این مخفف به دلیل 3 حرفی بودن و سریع به خاطر ماندن با موافقت دوستان مواجه شد و از آنجایی که یک دومین 3 حرفی با ویژگی های دامنه ir. پیدا کرده بودیم، موفقیت بزرگی در پایه کار کسب کردیم و دومین را توسط شرکت "پرشین دات" که آشنایی با آنها از گذشته داشتم، ثبت کردیم.

    پس از آن به دنبال انتخاب اسکریپت (نرم افزار پویای وب سایت) و خرید هاست مناسب مشغول شدیم. به دلیل آشنایی من با اسکریپت vBulletin و سابقه کار با آن در سایت های قبلی و بهترین بودن از همه لحاظ در بین تمام اسکریپت ها، این اسکریپت انتخاب شد.
    سپس بنده مشغول به تهیه یک فارسی ساز مناسب گشتم. چون من همیشه عادت داشتم نون بازوی خودم را بخورم و از نردبان دیگران بالا نرم. با توجه به اینکه فارسی ساز های مناسبی نیز توسط هموطنانمون در اینترنت وجود داشت. (ولی همه ناقص بودن و فقط 20 درصد سایت را فارسی کرده بودن و اون 20 درصد فقط مشمول ظواهر سایت تازه اونم ناقص بود!)

    در طی تقریبا یک سال، فارسی ساز بسیار کاملی (تقریبا 85 درصد اسکریپت) که هم کنترل پنل آدمین، مدیران، بخش راهنمای سایت، تمام بخش های ظاهری که کاربر با آن دسترسی داشت و ... را فارسی کردم. (فایل زبان حجمی حدود 2 مگ پیدا کرد، دوستانی که در این زمینه تخصص دارند می دونند که این چقدر کار سختی بوده و چه حاصل با ارزشی داشته)

    پس از آن نوبت به انتخاب قالب سایت رسید که چندین قالب مطرح آن زمان که شرکت های بزرگی آنها را طراحی کرده بودن را انتخاب و از بین آنها قالب Element Blue برای فارسی سازی و دلخواه سازی های مناسب سایت انتخاب شد.

    فارسی سازی و دلخواه سازی های قالب انتخابی تقریبا 1 ماه طول کشید. در همین زمان نیز من با توجه به تجربه کار با این اسکریپت، پلاگین ها و قابلیت های جانبی زیادی که برای این اسکریپت به دلیل محبوبیت و قدرت سازمانی آن وجود داشت را بررسی کردم و بهترین و کاربردی ترین آنها را انتخاب و آماده نصب بر روی اسکریپت کردم. (به دلیل وجود پلاگین های عالی و کامل، نیازی به نوشتن پلاگین جدیدی توسط ما نبود، به همین جهت تنها 1 پلاگین که اونم نمایش آخرین پست ها در سایت بود، توسط من و آرین نوشته شد)

    بالاخره، همه چیز در تیرماه 1385 آماده شد. و نوبت به انتخاب هاست رسید. شرکت "پارسا رجیستر" که اون زمان تبلیغات وسیعی در انجمن های مطرح آن زمان کرده بود و امکانات زیاد (مثل پهنای باند نامحدود و...) به همراه قیمت کمی که ارائه می داد، مورد توجه ما قرار گرفت. (ولی ندانسته خودمون را به چاه تبلیغات انداختیم!)

    خلاصه هاست نیز خریداری شد و دومین بر روی آن قرار گرفت و اسکریپت به همراه فارسی ساز، قالب، پلاگین ها با موفقیت نصب شد. (بماند از مشکلات زیادی که به خاطر کیفیت پایین سرور حین نصب پیش آمد!)

    سپس بخش ها و قسمت های مختلف مطالب سایت توسط ما 3 نفر انتخاب و تصویب شد. (تقریبا تمام موضوعات تخصصی مربوط به کامپیوتر، بازی و موبایل با اصطلاحات صحیح و مکان قرارگیری صحیح شکل گرفت، به صورتی که قبلا هیچ سایتی اینقدر تخصصی بخش و قسمت نداشت!)

    همه چیز آماده بود که سایت افتتاح بشود، ولی 2 کار مهم هنوز صورت نگرفته بود. (اول انتخاب چند نفر از افراد کاربلد به عنوان مدیر فعال بخش ها، دوم ایجاد مطالب بخش های سایت به صورت محدود برای افتتاح سایت)

    خوب ادامه این جریان باشد برای پست بعدی....

    ببخشید که با طولانی کردن این بخش، سرتون را درد آوردم. و از اینکه ابتدای این پست بخش اعظمش مربوط به زندگی شخصی خودم بود تا سایت نیز عذر میخوام، چون لازم دیدم از لحاظ روان شناسی و ابعاد شکل گیری کامل توضیح بدهم تا دوستان از شرایط مختلف افتتاح سایت آگاه شوند.

    با تشکر.


    آخرین ویرایش: - - نظرات ()

    گفتارنامه Pirate !
    نویسنده: محمد (Pirate) چهارشنبه 12 فروردین 1388 11:50 ق.ظ
    موضوع: [CGM] نوشته های کاربران
    برچسب ها: دست نوشته Pirate
    دنبالک ها: مرکز نسل مدرن
    به نام خالق زیبایی

    با سلام و درود به دوستان گرامی.

    ضمن عرض تبریک سال نو، اولین دست نوشته خودم را شروع می کنم.

    خوب من قصد داشتم ابتدا، موضوعات رسمی و تقسیم بندی شده وبلاگ را اتمام کنم و سپس اقدام به نوشتن دست نوشته خودم بکنم. ولی خوب برای اینکه همش تو قید رسمی سخن گفتن نباشم، گفتم با دست نوشته های خودم و موضوعات پشت پرده ای که اکثرا دوستان به دنبال شنیدن آنها هستن، تنوع و جذابیتی در وبلاگ ایجاد شود.

    قبل از شروع به نوشتن اولین دست نوشته خودم، خواستم یه سری نکات را با کسانی که مطالب من را می خوانند در میان بگذارنم و به قول معروف مرامنامه کارم را تشریح کنم.

    اول از هر چیز، لحن بیان دست نوشته های من با مطالب رسمی که من در موضوعات تقسیم بندی شده می نویسم کاملا متفاوت هست و می خوام حرفهای دلم را به طور ساده بیان کنم. (یعنی توقع نداشته باشید تمام آرایش های ادبی و نگارشی را رعایت کنم، چون میخوام عامیانه صحبت کنم تا خاطرات راحتتر درک بشن)

    دوم اینکه من سعی می کنم در نوشته هام به کسی توهین نکنم و فقط حقایق را هر چقدر هم که تلخ باشه بگم. (پس کسی چه از دوستان و چه از دشمنان، نباید از دست من دلخور بشه، چون من از موضع شخصی خودم می خوام حقایق رو بگم نه از موضع سایت CGM، ضمنا هر کسی با سازکار دموکراسی که در وبلاگ ایجاد شده به راحتی می تونه در مقام دفاع یا بیان اصلاحیه و ... در بخش نظرات بپردازد)

    سوم اینکه من نمی خوام مثل افراد فرومایه، فقط به تعریف و تمجید از خودم بپردازم و دیگران را محکوم کنم، مطمئن باشید در نوشته های خودم، بیشتر خودم را مقصر معرفی خواهم کرد و اشتباهات خودم را به راحتی می پذیرم و همه را بدون هیچ ترس و واهمه ای بیان خواهم کرد. (این وبلاگ باز شده که حقایق گفته بشه نه اینکه وقت صرف بشه و هجویات و تحمیل عقاید صورت بگیرد، حالا هر چند حقایق به ضرر خودم تموم بشه !)

    چهارم اینکه سعی می کنم بیشتر دشمنانی که با کارهاشون به کل سایت ضربه زدن را در نوشته هام قید کنم و از اشخاصی که فقط خصومت شخصی با بنده داشتن پرهیز کنم. (گرچه تقریبا همه کسانی که به سایت ضربه زدن با بنده خصومت شخصی داشتن و بعید می دونم کسی از دشمنان باقی بماند که در دست نوشته های من ازش یادی نشود!)

    پنجم اینکه من در نوشته هام به هویت اشخاص نمی پردازم و فقط شخصیت و عملکرد افراد را برای مخاطبان تشریح می کنم تا ذهن مخاطبان به هویت اشخاص معطوف نشود و بیشتر به رخداد و واقعیتی که صورت گرفته معطوف شود.

    و در آخر هم سعی می کنم تمام حقایق را هر چند جزئی و البته مهم را با اسناد بگم و از هجویات فاصله بگیرم تا دوستان مطلب مفیدی را بخوانند.

    این روایت را نیز تقدیم شما مخاطبان می کنم و امیدوارم با مطالب این وبلاگ همه عبرت گرفته و در آینده اشخاصی که می خواهند در کنار یکدیگر در هر حوزه ای به وطن خدمت کنند، دچار این مشکلات و خصومت ها نشوند :

    خداوند سرنوشت هیچ قومی را تا خود نخواهند، تغییر نخواهد داد !

    با تشکر.


    آخرین ویرایش: - - نظرات ()

    زمان و تاریخ

    Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

    Get Adobe Flash player




    نظرخواهی وبلاگ
    آیا از نظر شما، مرکز نسل مدرن با وجود فیلترینگ بی دلیل می بایست به کار خود ادامه می داد؟


    آخرین مطالب


    جستجو

    لینکستان


    لینکدونی


    سامانه وبلاگ
    میهن بلاگ
    server monitor



    !Safari Supported   !IE Supported   !FireFox Supported   !Opera Supported
    !Valid CSS   !Valid RSS
    Powered by Mihan Blog (Best in Persians)
    Style & Modifications By : C.G.M Coders Team
    Copyright © 2006-2009, Center of Generation Modernity Group

    صفحه نخست - ATOM - RSS - پست الکترونیک - تماس با ما - بالا